چهارشنبه ۸ دی ۱۳۹۵
عکاس، آخرش متهم می شود به سیاه نمایی
انتشار عکس های “زنده در گور” سعید غلامحسینی واکنش های متفاوتی را در بین مردم و جامعه هنری و سیاسی کشور داشت.عکس ها به لطف شبکه های اجتماعی و خبرگزاری ها دست به دست چرخید تا عکاس تنها نماند و کسی نتواند به سیاه نمایی متهم اش کند.

انتشار عکس های “زنده در گور” سعید غلامحسینی امروز واکنش های متفاوتی را در بین مردم و جامعه هنری و سیاسی کشور داشت.

عکس ها ماجرای زندگی حدود ۵۰ کارتن خواب است که شب را در گورهای آماده ای در گورستان بزرگ نصیرآباد باغستان در حومه شهریار به صبح می رسانند. انسان های زنده ای که از سرمای شب به گورها پناه می برند شاید لااقل یک روز دیگر زنده بمانند و از سرمای هوا یخ نزنند.

بار اول نیست که عکس هایی از این مدل می بینیم. عکس هایی که روایتی است از زندگی واقعی انسان هایی که به دلایلی به اعتیاد روی آورده اند، از خانواده طرد شده اند و جایی ندارند و به اجبار به گورهای گرم پناه می برند و بار اول نیست عکسی گرفته می شود عده ای ناراحت می شوند، احساساتشان جریحه دار می شود، نامه می نویسند، اینستاگرام پر می کنند و آخرش هم هیچ از هیچ …

فقط می ماند عکاس که آخرش متهم می شود به سیاه نمایی. متهم می شود به اینکه چرا زندگی در رفاه میلیونی خیلی ها را نادیده گرفته است و چسبیده به این ۵۰ نفر و آخرش تکذیب می شود ولی این بار اتفاقی ویژه افتاد. عکس ها به لطف شبکه های اجتماعی و خبرگزاری ها دست به دست چرخید تا عکاس تنها نماند و کسی نتواند به سیاه نمایی متهم اش کند.

این بار مدیران روزنامه شهروند عالی عمل کردند، نگفتند عکس های اختصاصی ما است. حق ندارید به کسی بدهید و عکس ها به خبرگزاری ها و سایت های خبری زیادی رسید و منتشر شد تا این بار نامه به رییس جمهور کشور نوشته شود. این بار مسوولین با حقوق های میلیونی مواخذه شوند تا تاثیر عکس خودش را نشان دهند.

سال هاست عکاس های خبری از انتشار خیلی عکس ها ترس دارند. سال هاست که خیلی از عکس ها با یک تماس تلفنی از روی خط خبرگزاری یا سایتی خبری به راحتی حذف می شود. سال هاست که عکاس ها به دلیل گرفتن عکس هایی از جامعه مواخذه می شوند، توبیخ و اخراج می شوند. سال هاست که خیلی درها به روی عکاس ها بسته است چون عکاس را جاسوس می بینند. عکاس را فضول می بینند و تا جاییکه می شود سعی می کنند عکاس کمتر باشد.

عکاس وظیفه اش بله قربان گفتن نیست. عکاس وظیفه اش نشستن در خبرگزاری منتظر آفیش های تکراری روزانه نیست. عکاس وظیفه اش قاپیدن فلان نشست خبری از همکارش برای گرفتن کارت هدیه نیست … عکاس وظیفه اش خیلی فراتر از این حرف هاست. عکاس در برابر جامعه اش، در برابر مردمش و در برابر خودش مسوول است.

این روزها خبرهای خوبی از عکاسی به گوش می رسد. عکاس می تواند با کمک دوستانش فردی اعدامی را جان دوباره بخشد. عکاس می تواند کاری کند برای شهرش ترمینالی ساخته شود. عکاس می تواند کاری کند حداقل وجدان مردم شهرش را بازی دهد، مردمی که با کامنت هایی در زیر گزارش روزنامه شهروند همه جوره اعلام کمک کردند. عکاس می تواند خیلی بزرگتر از رسالتش عمل کند، عکس هایی بگیرد برای کمک به مردم شهر و کشورش و همه امیدوار شوند که شاید مسوولین برای این قشر از شهروندان هم حقوق شهروندی لحاظ کنند یا از آن فیش های نجومی ذره ای هم به این عزیزان برسد.

این بار عکس ها در وسعت بالایی به انتشار رسید. همه دیدند. این بار همدلی رسانه ها برای انتشار عکس ها ستودنی بود. این بار رسانه ای نبود بگوید من باید عکس هایم اختصاصی باشد.

امیدوارم روزی برسد در بین مسولان هم عکاس به جای جاسوس به عنوان امین و چشم بیدار جامعه دیده شود.

احسان رأفتی / دوربین.نت