جمعه ۱۰ بهمن ۱۳۹۳
عکاسي با چادر عجيب‌ترين تجربه من
 عکاس آمريکايي که که در دوران انقلاب و دفاع مقدس سه سفر متوالي به ايران داشته، با سفر دوباره به ايران، در پايان نشست علمي سيزدهمين دوسالانه عکس ايران که هشتم بهمن در موزه هنرهاي معاصر تهران برگزار شد، حضور يافت. يکي از فعاليت‌هاي مستمر او عکاسي از انقلاب‌ها و اتفاق‌هايي از اين دست است. او 35 سال قبل نيز به ايران سفر و از دوران انقلاب عکاسي کرده بود. او در سخنانش براي مخاطبان ايراني گفت: نام من ردي است. امروز عصر از طرف مدير موزه دعوت شدم تا در اين نشست حضور داشته باشم و خوشحالم که اين فرصت فراهم شد تا در کنار شما باشم.

رندی هوپ گودمن عکاس آمریکایی که که در دوران انقلاب و دفاع مقدس سه سفر متوالی به ایران داشته، با سفر دوباره به ایران، در پایان نشست علمی سیزدهمین دوسالانه عکس ایران که هشتم بهمن در موزه هنرهای معاصر تهران برگزار شد، حضور یافت.

یکی از فعالیت‌های مستمر او عکاسی از انقلاب‌ها و اتفاق‌هایی از این دست است. او 35 سال قبل نیز به ایران سفر و از دوران انقلاب عکاسی کرده بود.

او در سخنانش برای مخاطبان ایرانی گفت: نام من ردی است. امروز عصر از طرف مدیر موزه دعوت شدم تا در این نشست حضور داشته باشم و خوشحالم که این فرصت فراهم شد تا در کنار شما باشم.

این عکاس خبری در مورد اولین سفرش به ایران چنین توضیح داد:دقیقا 35 سال قبل و دقیقا در همین هفته من کارم را به عنوان فتوژورنالیسم حرفه‌ای در تهران آغاز کردم. اگر خاطرتان باشد، در نوامبر سال 1979 بود که با اشغال سفارت آمریکا در ایران، اتحاد میان آمریکا و ایران از میان رفت. شاید هیچکس آن زمان تصور نمی‌کرد اشغال سفارت آمریکا می‌تواند فرصت زندگی برای یک فتوژورنالیسم 24 ساله تلقی شود اما این برای من به عنوان یک بانوی فتوژورنالیسم فرصتی بود تا اولین کارم حرفه‌ای خودم را انجام دهم.

بی تردید پیشنهاد سفر به ایران را پذیرفتم

گودمن افزود: در واخر ژانویه 1980 قرار بود هیاتی با دانشجویانی که سفارت را اشغال کرده بودند، صحبت کنند و من هم همراه آنها به ایران آمدم. شاید برای شما جالب باشد بدانید وقتی همکار مرد من با داشتن 30 سال سن بیشتر از من، پیشنهاد کرد که به عنوان اولین تجربه کاری به ایران بیایم، تردید من برای پذیرفتن این شغل شاید کمتر از نیم ساعت بود. من در آن موقع فقط دوربینم را برداشتم، سعی کردم به چیز دیگری توجه نکنم و در سفر 10 روزه‌ای که به ایران داشتم، تلاش کردم کارم را خیلی خوب انجام دهم.

او در مورد فعالیت‌هایی که در آن دوره انجام داد، گفت: در آن 10 روز به بهشت زهرا رفتم و با شخصیت‌های مهم انقلاب دیدارهایی انجام دادم. در این مدت همه چیز خیلی خوب پیش رفت و با دست پر به کشورمان برگشتیم. یکی از مشکلات من این بود که با وجود تمایل مطبوعات برای انتشار عکس‌ها، از نظر فنی دچار مشکل شدیم و نگاتیوها ظاهر نشدند اما من تصمیم گرفتم به هر نوعی نگاتیوها را ظاهر کنم و مردم آمریکا را با تجربیاتم شریک کنم.

این عکاس در مورد دیگر سفرهایش نیز عنوان کرد: در سال 1981 یک سال بعد از سفر اولم، با همان همکاری که برایتان گفتم از طرف شبکه سی بی اس نیوز به ایران برگشتم. قرار بود برای دو هفته در ایران باشیم، عکس بگیریم، فیلمبرداری کنیم، مصاحبه‌هایی با افراد بلندپایه کشور انجام دهیم و به مناطق جنگی برویم اما در نهایت سفر ما دو ماه طول کشید و سی بی اس تصمیم گرفت از عکس‌های ما استفاده نکند. در آن مقطع زمانی ما تنها خبرنگاران آمریکایی بودیم که اجازه داشتیم در داخل کشور ایران فعالیت کنیم. البته این موضوع من را دلسرد نکرد و تصمیم گرفتم برای یک کشور دیگر اقدام کنم و سال بعد به نیکاراگوئه رفتم و سعی کردیم یکبار دیگر به ایران بیاییم.

او ادامه داد: بین سال‌های 1980 تا 1990 خطرناک‌ترین دوره زندگی‌ام را گذراندم و به چهار کشور که درگیر انقلاب بودند، سفر کردم. من سعی کردم انقلاب و حوادث بعد از آن را تصویربرداری کنم که یکی از آنها ایران بود. من از سال 1980 تا 1983 سه بار به ایران سفر کردم و بعد از 30 سال دوباره به اینجا برگشته‌ام. در سفرهای آن دوره به مناطق جنگی مثل اهواز، آبادان، هویزه، دزفول و خرمشهر رفتم. در طول سال‌های جنگ همه چیز با جنگ در ارتباط بود. برای من که از شهر کمبریج ایالت ماساچوست به ایران آمده بودم تغییرات فرهنگی مردمی که در جنگ بودند، قابل توجه بود.

عکاسی با چادر عجیب‌ترین تجربه گودمن

گودمن همچنین در مورد یکی از تجربیات خود در ایران گفت: شاید عجیب‌ترین و بزرگ‌ترین تجربه‌ام این بود که چگونه با چادر عکاسی کنم اما خیلی سریع یاد گرفتم چادر سر کنم چون می‌خواستم به حضور حضرت امام خمینی (ره) بروم و از ایشان عکس بگیرم.

او سپس به خاطره‌ای از عکاسی در جماران اشاره کرد:«دوست دارم یکی از لحظات عکاسی‌ام را با شما سهیم کنم. بی‌صبرانه منتظر بودم، در باز شود و شخصیتی از آن داخل شود. دوربینم را روی سه پایه آماده کرده بودم. وقتی در باز شد، یکدفعه صدایی که در اتاق بود، بلند شد و وقتی صدا کم شد، متوجه شدم می‌توانم به کار عکاسی‌ام ادامه دهم. وقتی چشمتان را برای تمرکز روی موضوعتان جمع می‌کنید، قدرت شنواییتان کمتر می‌شود یا حداقل برای من اینطور پیش آمده است. دقت کنید در آن اتاق همه شخصیت‌های سیاسی و اقتصادی ایران حضور داشتند. شروع به عکاسی کردم و چون صدای دوربین را کم نکرده بودم، شاطر مانند صدای مسلسل شده بود. یکی از نیروهای امنیتی خیلی سریع به سمت من آمد و به من اشاره کرد که صدا را قطع کنم.

او با بیان اینکه به عنوان تنها زن فتوژورنالیست آمریکایی که در آن دوران در ایران حضور داشته، سعی کرده است همه وقایع را ثبت کند، افزود: در کنار همه اینها اگر فرصتی برایم پیش می‌آمد، به دیدن مدارس و کمپ‌های جنگ زده‌ها می‌رفتم. حالا 35 سال بعد از آن زمان دختر جوانی که به ایران آمده بود نیستم، فرزند دارم و تصمیم گرفتم دوباره به ایران برگردم و تنها خانم فتوژورنالیست آمریکایی باشم که به مجموعه قدیمی‌ام عکس‌هایی اضافه کنم که حال و هوای امروز ایران است.

گودمن در مورد این تصمیم گفت: دوباره کارت خبرنگاری گرفتم تا به متروها، ایستکاه‎های اتوبوس و سطح شهر بروم تا از مردم عکس بگیرم و تمرکز خودم را به مقایسه ایران آن دوره و ایران الان بگذارم. امیدوارم با این مجموعه نماشگاه برگزار و کتابی منتشر کنم.

او اشاره به اینکه سیزدهمین دوسالانه عکس نمایشگاه خیلی خوبی است، اظهار کرد: مهمان نوازی شما نسبت به یک آمریکایی بیشترین انگیزه را به من می‌دهد مجموعه عکس‌هایم را تکمیل کنم. امید دارم ایران امروز را به مردم آمریکا نشان دهم تا خلائی که میان درک فرهنگ ایرانی و آمریکایی وجود دارد، پرکنم.

مهر//

کلیدواژه‌ها عکاس عکاسی